خط داستانی
روکی از دانشگاه اخراج میشود به خاطر رابطه با دوست دخترش و دوستان او. روکی عصبانی تصمیم میگیرد انتقام بگیرد و به عنوان نگهبان امنیتی در یک مرکز خرید کار میکند که اغلب توسط دوست دخترش بازدید میشود. سپس او او را به زیرزمین مرکز خرید دعوت میکند. هدف روکی چیست؟ آیا اوضاع طبق نقشهاش پیش میرود؟ چه چیزی او را وادار کرد تا این قدم افراطی بردارد؟