خط داستانی
تا چه اندازه میتوانیم زندگیمان را تغییر دهیم؟ تا چه حد آمادهایم طبیعت خود را تا بنِ خود دنبال کنیم؟ تا چه حد میدانیم چگونه به خود و دیگران که با ما متفاوتاند اما عمیقاً برابرند گوش بسپاریم؟ سیمونه (سیمون در ایتالیایی) با دستگاه تناسلئی زن به دنیا آمده است و همیشه خود را مرد میدانسته است. او از کودکی جنسیت خود را زیر سئوال میبرد اما وقتی نوجوان میشود این تضاد غیرقابل تحمل میشود. این سفر او را به مرحلهای حیاتی میرساند: گذار از زن به مرد. در بیست سالگی چهل سالگی میفهمد که با وجود تغییر جنسیت، باز هم خوشحال نیست. سفر معکوس از درون آغاز میشود. او شغلی که دوست نداشت را ترک میکند و تصمیم میگیرد از کاستِ خود در جنوب ایتالیا به منطقهٔ اومبریا در مرکز ایتالیا移 کند تا به عشق به خود و رها شدن از قفسهایش برسد. سیمونه میفهمد چگونه آزادی خود را از طریق ارتباط عمیق با طبیعت: طبیعت او و دیگریها پیگیری کند.