خط داستانی
شب تاریکی است مرد جوان به یک عابر پیاده برخورد می کند و صحنه را ترک می گوید به دنبال فرار از احساس گناه تصمیم می گیرد به همسر مرد درگذشته نزدیک شود با بی قراری رابطه ای مبهم با بیوه روبرو می شود در حالی که پُلیس تلاش می کند پرونده را حل کند که زندگی او را برای همیشه تغییر می دهد