خط داستانی
شارون یتسحکی به بولیوی سفر کرد با مردی که به سختی او را میشناخت. او به اتهام تلاش برای قاچاق 10 کیلو کوکائین از کشور متهم شد و به یکی از بیرحمترین زندانهای زنان در جهان محکوم شد. او به سرعت تبدیل به یک حس رسانهای در بولیوی شد، با رئیس کارتل مواد مخدر لاپاز رابطه داشت، در زندان خانوادهای تشکیل داد که شامل یک یتیم 7 ساله و یک ترنسجندر شگفتانگیز بود، کسب و کار کارتل را در زندان اداره کرد تا خانوادهاش را محافظت کند، به کوکائین اعتیاد پیدا کرد و برای نجات عزیزانش ترک کرد، از یک خلأ قانونی استفاده کرد تا خود و خانوادهاش را به برزیل قاچاق کند، و از آنجا به تل آویو برگشت و سپس یک خودزندگینامه پرفروش و دقیق نوشت.