خط داستانی
دختر کورهساز، زوزی، مورد توجه پیتر قرار گرفته است. پدرش نمیخواهد حتی یک کلمه از این موضوع بشنود، زیرا پیتر به شدت مشروب مینوشد. پیتر در برابر خدا قسم میخورد که هرگز دوباره مشروب نخواهد نوشید و بدین ترتیب دست زوزی را به دست میآورد. پیتر به مردی سختکوش تبدیل میشود و حسادت تمام روستا را برمیانگیزد. توطئهای شکل میگیرد - مردان او را مست میکنند و به زودی، زندگی پیتر از کنترل خارج میشود.