خط داستانی
شکسته از یک عمر ناامیدی و درد، جولیا ازدواج در حال فروپاشیاش را ترک کرده و به تنهایی به یک سفر سخت کوهپیمایی میرود تا به دنبال پاسخها، بهبودی و آرامش باشد و در جستجوی درخت آرزوها، که باور بر این است که خوشبختی را به کسانی که میآیند و درخواست میکنند، میآورد. در مسیر، جولیا با کلب و رایان که در جنگل گم شدهاند، ملاقات میکند؛ هر دو با شیاطین خود از جنسیت انکار شده و اعتیاد دست و پنجه نرم میکنند. به طور غیرمنتظرهای کنار هم قرار میگیرند و سفری برای جستجوی روح و تغییر آغاز میکنند و متوجه میشوند که امید گاهی در غیرمنتظرهترین راهها پیدا میشود.