خط داستانی
ورزشکار دبیرستانی سید لاگلین تنها با پدر افسردهٔ خود در کارولینای جنوبی زندگی میکند و همیشه آرزوی فرار دارد. وقتی عمهاش، رماننویس مشهور میراندا روث، موافقت میکند چند هفته تابستان را مهمان او باشد، سید از این فرصت بهره میبرد. در آنجا به دوشیزهای در همسایگی دل میبازد و در عین حال با عمه در زمینههای جنسیت و روحیه به آرامی به یکدیگر چالش میکشند.