خط داستانی
مارلینا، دختری که فلج است، توسط جایا، یکی از فروشندگان خیابانی، در سطل آشغال پیدا میشود. سپس جایا تصمیم میگیرد او را نجات دهد و از او در خانهٔ سادهاش مراقبت کند. روزی کسی میگوید که دختر از خانوادهٔ ثروتمندی است و برای کسی که او را پیدا کرده و به خانوادهاش بازگرداند پاداش بزرگ وجود دارد. آیا جایا بعد از اینکه محبت عظیمی در قالب مراقبت از مارلینا پیدا میکند او را به خانوادهاش بازمیگرداند؟