خط داستانی
هاسموخ گاندی یک فلسفه ساده دارد: لذت ببر و بگذار دیگران هم لذت ببرند. اما زندگی بدون استرس او زمانی مختل میشود که دخترش، تانیسا، با دوست پسرش، مونتو، به خانه میآید. در حالی که همه اعضای خانواده گاندی به جذابیت مونتو افتادهاند، هاسموخ او را به عنوان یک حقهباز میبیند. او نمیخواهد دخترش در دام بیفتد و پسر مناسبی برای او پیدا کرده است؛ کسی که نه تنها قابل اعتماد است، بلکه میداند که از او مراقبت خواهد کرد. مشکل این است که هیچکس انتخاب او را تأیید نمیکند.