خط داستانی
زیر رهبری سلطان محمد فاتح، ارتش عثمانی یکی پس از دیگری سرزمینهای بیزانسی را تصرف میکند که به فتح قسطنطنیه منجر میشود و این شهر به پایتخت امپراتوری عثمانی تبدیل میگردد. در این زمان، ولاد تپاننده، حاکم بیرحم و بدنام ولش، حملات وحشیانهای به روستاهای ترکیه انجام میدهد و سربازان عثمانی را به دام میاندازد و به طرز وحشیانهای میکشد. برای پایان دادن به جنایات ولاد، سلطان محمد، حمزه پاشا را مأمور مقابله با او میکند. ولاد، غارتگران عثمانی را به دام میاندازد و بیشتر آنها را به اسارت میگیرد، از جمله برادر کارا مورات. کارا مورات مجبور به خیانت به اربابش میشود و به عنوان جاسوس به کاخ عثمانی فرستاده میشود.