خط داستانی
در دهکدهای کوچک کردنشین در شمال عراق، عبدالرّحمن برای عروسی پسرخواهرش سرون آماده میشود. اما خبر مرگ ناگهانی همسرش در میدان نبرد روز خوش را تلخ میکند. در حالی که جسد را میشوید و میآراید، متوجه میشود که مرد ختنه نکرده بود. سرون پسر تنها مسیحی دهکده بود و این امر قابل قبول نیست. آنها پیرمرد انجامدهنده ختنه را جستوجو میکنند اما پاسخ روشنی ندارد و هویت بدن همچنان معما میماند.