خط داستانی
او از Wei پولی دزید و آن را به فرد حاشیه خیابان در کلاس نسبت داد. دیگران را فریب می دهد و در زورگویی دانشگاهی دست و پنجه نرم می کند. شب هنگام با زنی که به شدت در حادثه ای زخمی شده روبه رو می شود. با این حال او تصمیم به فرار دارد. آیا اشتباهش را اعتراف می کند یا با پیامدهای کارش فرار می کند؟