خط داستانی
در خانه آجرى در قلب فافلا رویا، سوییلی فریاد می کشد، نصیحت می کند، دلداری می دهد. رهبری خانوادگی شلوغ، او مراقب فرزندان و نوه هاست، با رگبارهای گلوله بی تفاوت است. در اطراف او مرگ های ناگهانی افزایش می یابد، فرزندان بزرگ می شوند و خانه با تعمیرهای بی پایان تغییر می کند. با این حال سوییلی همچنان ایستاده است