خط داستانی
آرزوهای کهنه دوران کودکی و آزارهای نوجوانی به JJ جوانی اثر میگذارند که در پی فرار از خشم و انزوا به دنبال آرامش ناشی از پیوند با لیلا است؛ پیوندی گرم و صمیمی و امکان بهبودی را وعده میدهد اما با مرور خاطرات و تزلزل آرامش شکننده او روبهرو میشود؛ اما در جریان روایی تکه تکه و لحظات تکرار و رویاپردازی مرز بین گذشته و واقعیت ناواضح میشود و JJ با جنبههای پنهان وجودش روبهرو میشود که سالها از آنها فرار کرده بود؛ حقیقت تجربه او کمکم آشکار میشود و تصویری ویرانگر از تروما و دفاع طبیعی ذهن را مینمایاند وقتی درد را کسی نمیشنود.