خط داستانی
داستان معلم جوانی به نام نادژدا پانهآوا که تازه از دیوارهای مؤسسه آموزشی بیرون آمده و زندگی بزرگسالانه خود را آغاز کرده است. او به سعادت، همسر محبوبش و خانه آرام و راحت خویش میاندیشد. اما رویاهایش، اگر بتوانند به حقیقت بپیوندند، فوراً محقق نمیشوند. خیانت به یک عزیز، خانهای سوخته، نومیدی و بیمیلی به زندگی - نادیا با راهی دشوار به سوی خوشبختی روبهرو میشود و درمییابد که عشق واقعاً تنها یک افسانه نیست.