خط داستانی
در آستانه بزرگسالی، لوسیا دوست دوران کودکیاش نیکول را که در خیابان زندگی میکند، پیدا میکند. نیکول پس از بیرون آمدن از کمد، بیخانمان شده و مادر لوسیا، زیمنا، او را به خانهشان دعوت میکند. با این حال، بازگشت نیکول به زندگیشان سوالاتی درباره هویت دخترشان و نحوه واکنش به ارتباط دوباره لوسیا و نیکول را به وجود میآورد.