خط داستانی
26 سپتامبر 1999. الکوس مرده است. نوه نوجوانش، مارگاریتا، از رفتن به مراسم خاکسپاری خودداری میکند و در غیاب والدینش، یک مهمانی کوچک در خانه برگزار میکند. سه روز قبل، بدون اینکه بداند این آخرین شب او خواهد بود، الکوس به یک دیدار از دوستان قدیمی میرود تا تولد لولا، عشق اولش، را جشن بگیرد، که اکنون از زوال عقل رنج میبرد.