خط داستانی
برای کسب اعتماد سرمایهگذاری ویی باید به افرادی که در شب تولد او جان دادهاند آرزوهای کریسمس بدهد. برای کمک به این کار، او کیلب، وکیل خوشتیپ محلی را استخدام میکند تا کسانی را که کمک کردهاند بیابد و سعی میکند به طور مخفیانه بفهمد آنها چه میخواهند و در عین حال ناشناس بماند. با نزدیک شدن به کریسمس، وارث و وکیل نمیتوانند از جذابیتهای یکدیگر متنفر شوند و به تلاشهای هدیه دادن ادامه میدهند. اما با گذشت زمان آیا او قادر است مأموریت را به انجام برساند و تا شب کریسمس همه آرزوها را محقق سازد؟