خط داستانی
عفونی عجیب که هوای تنفس را غیرممکن می کرد به زمین می رسد و منجر به نابودی بی رحمانه انسان ها می شود. پسری با ماسک گازی روی ساحل گشته، در شن ها کنکاش می کند و بدون هدف مشخصی در منطقه ای پر از بی قراری و سکوت هوشیار عجیب موجودی که هرج و مرج میآورد به دنبال کشف معناست. روزی در یکی از گشت های بی شمار، پسر باقی مانده های یک مانکن با چمدان فلزی همراه داشتن یک دوربین و عکسی از دختربچه را پیدا می کند. این یافت غیرمعمول باعث می شود پسر به پرسش از معنای وجود خود به عنوان بازمانده ای بدون تماس انسانی بیفتد.