خط داستانی
عیسی بازیگری ناکام که از خدمت سربازی به شهري کوچک در جنوب اسرائيل باز می گردد، رویاهایش برای رسیدن به شهرت تئاتر را دنبال می کند و به صورت روزانه کلاس بازیگری میگرداند و شبها در کَباره ای محلی اجرا میکند. رویداد غیرمنتظره ای او را به دشمن شماره یک عمومی تبدیل میکند و او باید میان به دام حداقل خوابیدن یا استفاده از مهارتهای نمایشی برای فریاد زدن درباره فساد جامعه تردید کند.