خط داستانی
در جهانی که با تابوهای اجتماعی محدود شده است، مارکو همواره بیهمتا بوده است. تنها ثبات او نان خامهای روزانه با حمص است. برای یافتن تغییر، او به سفری برای بهبود روانی میرود و با صدای درونی خود روبهرو میشود و با پاسخ به هویت واقعیاش، درمییابد که آزادی واقعی در پذیرش آنچه واقعاً هست نه در جاافتادن در الگوهای دیگر است.