خط داستانی
در پاریس، آسترید و رافائل چشم انسانی را در ته یک شیشه پیاز پیدا میکنند. همزمان در بوردو، آدرلاک ایله جسدی را بررسی میکند که هر دو چشم از آن برداشته شدهاند. زمانی که قاضی تصمیم میگیرد دو قطعه پازل را به هم وصل کند، آسترید، رافائل و آدرلاک درمییابند که باید با هم همکاری کنند، خواه به نفعشان باشد خواه به ضررشان. منو شامل رمز و راز خانوادگی و بیماری بیکس، اما همچنین سفری کوتاه در خاطرها، شراب موسکادِه، دنبالکردن درون شهر با دوچرخه، و... قارچ صدفی اکسایلیه.