خط داستانی
او حرکت می کند با وجود یک قوطی شام که در دست دارد چشمانش ناگهان به سینه های دختری که با دوچرخه به سمت او می آید میخکوب می شود او با الهام از حرکت های عجیب دختر و دیدن دختری دیگر در صندلی چرخ دار تخیلش به کار می افتد در رویا هنگامی که دختری جوان را به تن پوش سفید دنبال می کند به تونل می رسد بر دیوارش که با شمع پر است تابلو «آرامش یادها منع است» نوشته شده است اما او هنوز قادر است وارد تونل یادها شود