خط داستانی
یک جوان در یک سفر قطاری در مسیری که قبلاً برای حمل شکر در دوران استعمار استفاده میشد، راهی میشود. در حین یک چرت کوتاه، او با رقصی غیرمعمول و تصاویری از گذشته مواجه میشود که او را بیشتر به یادآوریهای پنهان نیاکانش میکشاند. در حالی که در یک حالت خواب مانند به بررسی صنعت شکر متروکه میپردازد، او با ارواح، زخمها و زهرهایی که در حرکاتش تجسم یافتهاند، روبرو میشود.