خط داستانی
بیشر جوشی مهندس مصمم مسیر خود را به کچت بهوج برای نمایش آخرین پروژه اش در پیش دارد اما وقتی تاکسی او در میان بیابان آهسته می زند سفر او دستخوش تحول خطرناکی می شود او قبول می کند که از مردی اسرارآمیز براند اما متوجه می شود راننده جدید او حاوی رازی تاریک است جسد در صندوق عقب با فشار رو به بالا می رود در حالی که طنز ترس وجود دارد بیشر باید این سفر پرتنش را بدون وحشت دادن به مرد مظنونی که قدرت و تفنگ دست اوست بگذراند آیا بیشر راهی به بیرون از این وضع کشنده پیدا می کند یا در سفری به سوی فاجعه گرفتار است