خط داستانی
شخصیت ما هلن از رویای به رویای دیگر در زندگی اش می رود و تنها چسب او به زمان حال تمرین نمایشی است با نام در حال اجرا «زخم». به طرز عجیبی، همه رویدادهای رنگارنگ واقعی به رویاهای شیطانی و فریادهایش در سیاه و سفید پاسخ می دهند. رویدادهای روزمره تکرار معنا می گیرند و نقشه سفر درونی بزرگی را ترسیم می کنند.