خط داستانی
زنی به نام لیندا به دنبال پدر ازخودرفتهاش، هولگر، اخترفیزیکدان برجستهای که در حومهٔ روستایی دنمارک تنها زندگی میکند، میرود. به سرعت مشخص میشود که بین آن دو گفتوگوی زیادی وجود ندارد، اما آن دو تصمیم میگیرند روی تنها موضوع مشترک بینشان متمرکز شوند: خانواده. آنها با تنشی روبهرو میشوند که زمانی به وجود میآید که دو نفر بخواهند یکدیگر را بهتر بفهمند، اما تفاوت کلی شخصیتشان منجر به تصمیمی میشود که لیندا بر آن پافشاری میکند؛ از این رو هولگر را وامیدارد تا در مورد تصمیمهای زندگیاش بازتعریف کند.