خط داستانی
سارا نیویورک را ترک میکند، جایی که برای اولین کنسرت جاز خود آماده میشود، تا پس از مرگ ناگهانی پدرش به زادگاهش در هوئسکا، اسپانیا برگردد. او و خواهرش النا یک مزرعه و گلهای از گوسفندهای ارگانیک را به ارث میبرند و با غم و گناه دست و پنجه نرم میکنند. او خود را در کشاورزی غرق میکند، اما با وجود تلاشهایش، در زندگیای که انتخاب نکرده احساس گمشدگی میکند. آیا او میماند تا میراث پدرش را حفظ کند یا شجاعت پیروی از مسیر خود را پیدا میکند؟