خط داستانی
به تازگی از زندان آزاد شده است آشپز فرانسوی ژاک وسوسهای برای کنار گذاشتن گذشته و کار برای سرآشپز بزرگ بریتانیایی، ویكتور اِلوود، دارد. او میداند ویكتور با مادرش رابطهای داشته و شاید پدر او نیز باشد. کار برای ویكتور سوار بر قدرت است اما حضور دختری کنجکاو در خانهٔ پایینطبقه وجود او را آرام میکند. وقتی عاشق او میشود، درمییابد که او نه تنها از رستورانها بلکه از غذاهای هر نوعی خوشش نمیآید. آیا اختلال خوردن او نیرویی نیست که حتی عشق نیز برای درمان قادر به غلبه بر آن نیست؟