خط داستانی
با دشمنی با هر کس نبرد کن و به هیچ کس اعتماد نکن؛ این قانون بقا است که شرکت کاسی بومان استاد هنرهای رزمی پس از حمله ای بی رحمانه به زندگی آرامش خانوادگی اش را باخت، به دنبال انتقام برای یافتن قاتل از اوزاکا تا بانکوک تا رانگون است و تنها پیام هایش، قربانیانی است که گردنشان با علامت خاص سیم خاردار بسته میشود. برای انتقام و بقا، کاسی باید واکنش های لبه مانندش را تیزتر کند و مهارت های نبردش را به سطح بالاتری ببرد، حتی از مدیتیشن عمیق برای جعل مرگ خود استفاده می کند. هدفش گورو، تبهکار مواد مخدری که مت در کارخانه جنگل دورافتاده اش تولید میکند است. برای آماده شدن برای رویارویی نهایی، کاسی باید سرانجام تبدیل به یک جنگجوی نامرئی شود. اما درست وقتی که به شکارش محاصره میشود، تغییری غیرمنتظره نشان میدهد که نبردش آغاز شده است: او واقعاً نمیتواند به هیچ کس اعتماد کند.