خط داستانی
کریستین روزهای باقی مانده تا فارغالتحصیلی از دبیرستان را میشمارد، زمانی که بالاخره میتواند شهر کوچک و خواهر دستکاریکنندهاش را ترک کند و به نیویورک رویاییاش برود. همه چیز کامل است و روزنامه محلی قول داده که ستونهای کریستین درباره شهری که هرگز نمیخوابد را منتشر کند. اما کریستین پروازش را از دست میدهد و برای فرار از تحقیر کامل، به خانه دختر جوان عجیب و غریب، آندریا، در حومه میرود. در این خانه از هیچجا، کریستین آندریا را به قلب تپنده نیویورک میبرد و یک ماجراجویی بزرگ مجازی را برای همه در خانه روایت میکند. اما سپس واقعیت در میزند.