خط داستانی
ویل مدیر سایتی سی ساله است که از کافه محلی به نام شهر قهوه به عنوان دفتر کار استفاده می کند. وقتی مالکان فروشگاه برنامه های تبدیل شهر قهوه به یک بار را مطرح می کنند، ویل از کمک دو دوست صمیمی اش چاد و گینو برای حفظ وجود مفت خورانه اش کمک می گیرد. برای جلوگیری از طرح مالکان شهر قهوه، سه نفر با نقشه ی یک دزدی صحنه سازی می کنند تا نشان دهند محله ای ناامن نیست که مناسب این مکان باشد. در برابر آن ها سام نیز ایستاده است، یک باریستای ناسازگار با خیال پردازی های بزرگی و دلشوره ی ویل نسبت به عشق بی پاسخ به بکا.