خط داستانی
پدرو از اسپانیا به آرژانتین می رود تا تعطیلات را در خانه عمو سپری کند، در آنجا با ماکسیِ کودکی دوباره روبه رو می شود. ماکسی با فهمیدن این که پدرو همجنس گراست شگفت زده می شود. وقتی ماکسی فهمید که نامزد سابقش نیز آنجا است، از پدرو می خواهد تا به عنوان دوست پسرش ظاهر شود تا از پسردارش برای بازگرداندن او به زندگی اش استفاده کند. پدرو بازی را می پذیرد، بی آن که خطرات بازی با عشق را بداند.