خط داستانی
اوزکان و سرکان، دو برادر، برای جمعآوری بدهیای که عموشان Müslüm به آنها بدهکار است به راه میافتند تا بدهی خود را به صندوق بستانکاران وام غیرقانونی پرداخت کنند. درست همانطور که عموشان دست به جیب میبرد تا به آنها پول بدهد، از درد قلبی رنج میبرد و میمیرد. پول از آنِ آنهاست، اما او هنوز آن را از جیبش درنیاورده بود. برادران که از جیب عمو پول را میگیرند و به سمت پرداخت بدهی به وامگیرندگان غیرقانونی میروند، با تعجب بزرگی روبهرو میشوند، زیرا پول تقلبی است. با دیدن اینکه تنها راه رهایی از پول تقلبی این است که آن را همانجا که پیدا کردهاند بگذارند، برادران به خانه تشییع جنازه میآیند تا پول را در جیب کت عمو فوتشان بگذارند و خود را در ماجرایی غیرقابل بازگشت گرفتار میکنند.