خط داستانی
پس از وادار شدن به مراجعه به یک هیپنوتراپ، مارتین خبر فوت مادر جداافتاده اش را دریافت می کند. او برای کفن به خانه باز می گردد و به زودی مردم شروع به مردن می کنند. قربانیان - به طور بی رحمانه توسط موجودی گوشتخوار پاره پاره می شوند که به نظر می رسد منبع شر درون مارتین است و پلیس محلی را متقاعد می کند که او مسئول است و به زودی خود او نیز به این باور می رسد، زیرا تمام قربانیان به شر درون او مرتبط هستند.