خط داستانی
هر شهروندی در جوتمبا نقش اساسی در زندگی روستا دارد. مادالنا مسئول پخت نان است؛ هر صبح او نانهای خود را چیده و آنتونیو قهوه را آماده میکند. این دو یک آیین صبحگاهی از بحث و توهین دارند که با یک فنجان قهوه دوستانه در نیمکت بیرون فروشگاه آنتونیو ادامه مییابد. در ظهر، زنگهای کلیسا به صدا درمیآید و روستاییان را به مراسم مذهبی دعوت میکند. در اوایل شب، همه با هم یک وعده غذایی را به اشتراک میگذارند. و اینگونه زندگی در جوتمبا ادامه مییابد، روزها به آرامی به یکدیگر میپیوندند؛ تنها تغییرات به نظر میرسد در آب و هوا باشد. اما یک روز، ریتا به دنبال جایی برای ماندن میآید.