خط داستانی
ما به مدت 10 سال در یک آپارتمان کوچک در هامبورگ زندگی کردیم. تازه مدرسه را تمام کرده و با والدینمان بیرون آمده بودیم، توانستیم در این شهر بزرگ آزادانه زندگی کنیم و از آزادی زندگی دانشجویی لذت ببریم. ما با هم خندیدیم، گریه کردیم، جشن گرفتیم و زحمت کشیدیم - اما از همه مهمتر، یکدیگر را به طور عمیق شناختیم. در این 10 سال نه تنها بزرگ شدیم، بلکه بهترین دوستان نیز شدیم. قبل از اینکه از هم جدا شویم و به زودی در قارههای مختلف زندگی کنیم، تصمیم میگیریم که یک سفر بزرگ با هم برویم. فقط دوتایی. سفری که در آن زمان و فراغت داریم تا فکر کنیم و تأمل کنیم. سفری که میتوانیم فقط بر روی خودمان تمرکز کنیم.