خط داستانی
یک دانشجوی خوش بین و کاردان مدیریت از مدرسه بازرگانی برتر هند است. با کمپین اینترنتی موفق علیه افراط گرایی اخلاقی در هند به شهرت می رسد و استاد دانشگاهش برای راه اندازی کمپین دیگری به منظور جمع آوری کمک برای باشگاه سفالگری غیرانتفاعی برای فقرا در مناطق مائویی در هند او را به چالشی می کشاند. در این میان او در میانه دو بُعد فاسد هند یعنی سوسیالیسم و سرمایه داری گرفتار می شود و داستانی از زندگی واقعی در هند را روایت می کند.