خط داستانی
در یک روستای کوچک در جایی از آپنینها، آنتیمو که مردی کمحرف است، زمان خود را بین کلیسای محلی، کار خستهکنندهاش در مزرعه و دیدارهای پاکش با دوستدخترش تقسیم میکند. ملاقات محوری او با لزاروی وحشی و تنها، در جوان متدین آرزوی رسیدن به هسته اصلی ایمانی را بیدار میکند که بسیار دور از موعظههای معمول روزهای یکشنبه است که توسط نمایندهای از کلیسا ارائه میشود - نهادی قدرتمند که در آن تفکر آزاد و دیانت به خدا نمایانگر ایدههای ناسازگار هستند.