خط داستانی
وندالوفول پسرکی است که در شهر بزرگ با دختری مثل خود رفیق میشود و در خانهای موقت، بدنه کامیونی که به آن پناه میدهند، زندگی میکند و تاتو (بابالو) مانند یک پدر دلال گونه بر آنان سلطه دارد. با هم ماجراهایشان را انجام میدهند که معمولاً به ماجراجوییهای عجیب منجر میشود. تا اینکه گروهی از تبهکاران زیرزمینی پتانسیل پسر را در یکی از کلاهایشان مییابد که به صورت کشتیگیر سنتو است. پسر نیز همکاری میکند. ماجرا با برخورد با بدخواهان شدت مییابد و تعقیب دیوانهوارترین است.