خط داستانی
هنگام بازدید از زادگاهش در ژاپن با دوست پسر آمریکاییاش، دارن، رییکو از اینکه او بیشتر وقتش را صرف فیلمبرداری از کلیشههای محلی میکند، ناامید میشود. رییکو که از این موضوع ناراحت است، زمانی که دارن وارد یک غار ممنوعه میشود، که طبق باورهای محلی، از زمانهای دور خدایان شینتو را در خود جای داده است، خط قرمز را رد میکند. از آن moment به بعد، رییکو و دارن شروع به مشاهده چیزهای عجیب و غریبی میکنند که در اطرافشان اتفاق میافتد و برخی از آنها را توانستهاند با دوربین ضبط کنند. آیا آنها قبل از اینکه دیر شود، وقت خواهند داشت تا بفهمند چه بر سرشان آمده است؟