خط داستانی
ساتاکه شوجی یک هنرمند تردستی در سیرک ازاکی بود، اما وقتی شینگو، هم تیمیاش، لغزید و به مرگ افتاد، او احساس مسئولیت کرد و با قلبی بیمار سیرک را ترک کرد تا به زندگی در دریا برود. وقتی دوباره به زمین بازمیگردد، شوجی به یک کاباره میرود و به زودی در یک درگیری درگیر میشود. کاساماتسو، صاحب کاباره، تحت تأثیر قدرت شوجی، به او پیشنهاد میدهد که به عنوان محافظ شخصیاش کار کند. صبح روز بعد، شوجی به قبر شینگو میرود و با میاکو، عشق سابق شینگو، ملاقات میکند که هنوز یک هنرمند تردستی است و اکنون ستاره سیرک کوروکو است که شوجی متوجه میشود کاساماتسو قصد کنترل آن را دارد.