خط داستانی
در یک شهرستان شمالی، نینا، ژیمناست جوان خجالتی و نامطمئن، در خفا عاشق جیو، دختر محبوب و راحتطلب شهر است. وقتی جیو متعلقد شدن نینا را میبیند، تصمیم میگیرد او را مرید خود کند، در یک بازی مبهم و سوءاستفادهگرانه که نینا را سردرگم میکند، و او که مطیع شده، خود را در اختیار دستکاریها و هوسهای جیو مییابد. این وضعیت او را به نقطهای بیبازگشت میرساند، به گونهای که حتی با تغییر زندگی و شهر نیز هرگز نمیتواند از آن رهایی یابد.