خط داستانی
در سال هزار و نهصد و پنجاه و چهار پس از دو سال در خانهای برای پسران، اسنیت منڈولین ۱۵ ساله به خانه بازمیگردد و با عمتا مریض و منزوی ماتیلدا روبهرو میشود. جامعه او را کنار میزند و به کارخانهٔ پدرش برای بقا ناگزیر میشود. اسنیت با نجیبی ۱۶ ساله به نام جانی سویفت آشنا میشود که مخبر و تولیدکننده نوشیدنی با الکل نامشروع است. این دو با هم دوست میشوند و نخستین عشق برای اسنیت پدید میآید. داستان با حضور کارآگاه خصوصی منطقه روایتی نامشخص و پر مخاطره میشود و راهنماییهای را از دست میدهد. همکاری این دو پسر با هم شکسته میشود و اسنیت در جامعهای که او را رد کرده است با تقاطع خشونت بار روبهرو میشود.