خط داستانی
شینیتچی و چیکاکو اوراها چهل سال ازدواج کردهاند. پس از بازنشستگی شینیتچی، در خانه مانده و چیکاکو این موضوع را پرهیز میکند. آنها در آستانهٔ طلاق هستند. در عین حال دخترشان آیا، صاحب یک کامیون غذاسرا است و با ریوتا کانو که تازه کار خود را در کارگزاری انجام میدهد آشنا میشود؛ ریوتا به تازگی کار خود را به عنوان تشییعکنندهٔ جنازه آغاز کرده و آیا را به شرکت در نمایشگاه اوشوشوکاتسو دعوت میکند. آیا همچنین به مادرش چیکاکو درباره حضور در این نمایشگاه برای آمادهسازی برای پایان زندگی توصیه میکند اما شینیتچی از این کار خوشحال نیست. رابطهشان وخیمتر میشود.