خط داستانی
«جنگل» نگاهی غیرمتعارف به بسیاری از مشکلاتی است که پناهندگان در اروپای امروز با آنها دست و پنجه نرم میکنند. این اثر مسائلی مانند طردشدگی اجتماعی، ساختن جامعه فراتر از تقسیمبندیها و جستجو برای یافتن خانهای تازه را مطرح میکند. کارگردان ما را به مکانی غیرعادی به نام «جنگل» میبرد؛ اردوگاهی مهاجرتی در جنگلی که با شهر گوریتزیا در ایتالیا هممرز است. این جنگل پناهگاهی است که آنان میتوانند در آن آزادانه صحبت کنند، غذا بپزند و عبادت کنند. ما از طریق الیسا منون، کارگردان تئاتر متعهدی که تصمیم میگیرد با مهاجران جوان، نمایشی برای جامعه محلی روی صحنه ببرد، با آنها آشنا میشویم. این پروژه برای آنها فرصتی میشود تا به درون خود بنگرند، از منطقه امن خود خارج شوند و مانع بیاعتمادی بین دو گروه را از بین ببرند. این فیلم در تقابل با تصاویر رایج رسانهها از خصومت نسبت به پناهندگان، نشان میدهد که درک متقابل و پذیرش، علیرغم همه موانع، دستیافتنی است.