خط داستانی
هرج و مرج، خشونت و درسهایی از زندگی زمانی رخ میدهد که یک پهپاد پس از هدف قرار گرفتن توسط مأموران گمرک در یک منطقه روستایی فراموش شده، محموله خود را رها میکند. سه نگهبان مرزی در یک جامعه تخیلی و فراموش شده، جایی در گوشه دنیا هنوز در حال خدمت هستند. آنها مدتهاست که در پاسگاه کوچک مرزی خود شخصی را ندیدهاند. اما این روز خاص متفاوت خواهد بود. صدای موتوری زیر از آسمان در دوردست به گوش میرسد. یک پهپاد که جعبهای مقوایی حمل میکند در حال نزدیک شدن برای عبور از مرز است. نگهبانان که شگفتزده شدهاند، به آن شلیک میکنند. آن را هدف قرار داده و پهپاد محموله خود را رها کرده و در جهت مخالف فرار میکند. نگهبانان با احتیاط زیاد محموله را پیدا کرده و جعبه را باز میکنند، در حالی که از تغییراتی که در زندگی آنان ایجاد خواهد کرد بیخبرند.