خط داستانی
وکیل ایلا و دوست دوران کودکی اش فلورین از همان دیاری هستند اما در جهان های متفاوتی زندگی می کنند. او در باادفریدلینگ آرام مانده و مزرعه ارگانیک والدینش را اداره می کند؛ برای او ماشین شیردہی مدرن تغییر حداکثری به همراه دارد. ایلا از طرف دیگر می خواهد قدم بعدی را در کار خود در یک شرکت حقوقی مشهور مونیخ بردارد تا جوان ترین شریک تازه کار تاریخ شود. در عروسی خنده دار بهترین دوستش، دو نفـر به هم نزدیک تر می شوند. وقتی ایلا شش هفته بعد به دهکده خود بازمی گردد، دو موضوع جدی بین او و فلورین وجود دارد؛ یکی اینکه او در دوران بارداری با «فلور» است و هیچ کس جز او از این موضوع آگاه نیست و دیگر اینکه او باید پروژه ساختمانی مخرب برای مشتری مهمی را پیش ببرد که به رهبری فلورین توسط مردم محلی برای جلوگیری از آن مخالفت می شود.