خط داستانی
لوکاس، فیلمسازی جوان که از اختلال وسواس فکری-عملی رنج میبرد، در تلاش برای تکمیل خلاصهفیلمی است که همیشه آرزوی ساختش را داشته. با وجود جاهطلبیهایش، لوکاس نمیتواند افکارش را متمرکز کند و نگران است که کارش در نهایت آن کمال مطلوبی که بیتردید خواهانش است نباشد. با هیجانات فراگیر و کمبود اعتماد به نفس، لوکاس خود را در ذهن خود اسیر مییابد، جایی که آرزو دارد همه چیز طبق برنامه پیش برود، اما در عوض با ترسهایش و واقعیتی تحریفشده که ذهنش به او عرضه میدارد، روبرو میشود.