خط داستانی
تو گفتی که شش ساعت دیگر خواهی مرد کیشی نوجوان که خود را غیبگو مینامد ناگهان این را به میو میگوید در پیادهروهای شیبویا در ابتدای امر میو آن را ابلهانه میداند اما از آنجا که نزدیک به قتل دوستش شد متوجه میشود که او نیز قربانی تعقیبکنندهای شده است با تردید تصمیم میگیرد با کیشی همراه بماند و با کمک ساواکِ کارآگاه او تعقیبکننده شناسایی میشود او گمان میکند پرونده بسته شده اما فردی کاملاً غیرمنتظره به او حمله میکند.